به گزارش گام دوم، دکتر تقی اکبری در یادداشتی نوشت: پدیدهای که از آن به «ولگردی آزارگرانه» یاد میکنیم، در واقع یکی از نشانههای فرسایش نظم اجتماعی در یک شهر است. این رفتار معمولاً از یک خلا ترکیبی شکل میگیرد: ضعف نظارت لحظهای، نبود فرصتهای سالم برای تخلیه هیجان جوانان، و از همه مهمتر، نبود پیامد سریع و قابلفهم برای رفتار ناهنجار.
در چنین فضایی خیابان، که باید فضای زندگی اجتماعی و رفتوآمد سالم باشد، به صحنه نمایش قدرت کاذب گروهی نوجوان یا جوان تبدیل میشود.
باید اول قبول کنیم که این فقط یک رفتار سطحی یا چندتا جوان شیطنتکار نیست، هربار که آدم از این صحنهها رد میشود، انگار تیر کوچکی به قلب نظم شهری زده میشود.
ما معلمها خوب میدانیم که چنین چیزهایی چطور آرامآرام توی ذهن نسل کوچکتر جا باز میکند؛ بچهها نیازی به نصیحت ندارند؛ نگاه میکنند و یاد میگیرند. وقتی یک نوجوان میبیند کسی وسط خیابان مزاحمت ایجاد میکند و هیچ کسی هم چیزی نمیگوید یا کاری نمیکند، ناخواسته به این نتیجه میرسد که «پس این کارها هزینهای ندارد». همین جمله ساده، اولین ترکِ دیوار تربیت اجتماعی است.
هرکداممان احتمالاً نمونههایش را در اردبیل دیدهایم که یک گوشه، چند نفر ایستادهاند و یا سوار ماشین شوتی شده و با نگاهها و رفتارهای آزاردهنده، فضا را برای عبور زنها و خانوادهها سخت میکنند، این صحنهها شاید چند ثانیه بیشتر طول نکشد، اما تأثیرش روی حضور خانوادهها در شهر، خیلی عمیقتر از آن چیزی است که به چشم میآید.
بعضی شبها که از راسته خیابانهای اصلی رد میشوی، دقیقاً معلوم است که چه نقطهها و خیابان هایی خانوادهپسند هستند و چه نقطههایی از بس رها شدهاند، شدهاند پاتوق کسانی که دنبال جلب توجه یا قدرتنماییاند.
این همان چرخهای است که شهر را خالیتر میکند و وقتی خانواده نباشد، خیابان را کسانی پر میکنند که نباید باشند.
به تجربه محلی هم نگاه کنیم، مغازهدارها در همین وضعیت بیشترین ضربه را میخورند. خیلی از کاسبان قدیمی بازار اردبیل میگویند «وقتی فضا آرام باشد، مشتری خودش میآید». این جمله ساده یعنی اقتصاد محلی کاملاً به کیفیت رفتار اجتماعی گره خورده؛ جایی که مردم احساس امنیت و احترام نکنند، خرید و گردش هم کمتر میشود. این رکود آرام و خزنده شاید تیتر خبری نشود، اما در درآمد ماهانه مردم خودش را کاملاً نشان میدهد.
نگرانی دیگر این است که این رفتارها برای بعضی نوجوانها تبدیل میشود به نوعی تمرین بیقانونی. چیزی شبیه «اول امتحان میکنم ببینم کسی چیزی میگوید یا نه». اگر کسی تذکر ندهد و پیامدی هم نباشد، این قدمهای کوچک میتوانند روزی تبدیل به رفتارهای پرریسکتر شوند. این حرف نه سیاسی است نه احساسی؛ تمام روانشناسی اجتماعی میگوید اگر رفتار ناهنجار هزینه نداشته باشد، بهتدریج از «استثنا» تبدیل میشود به «عادتی که همه میپذیرند».
شهرهای موفق دنیا هم دقیقاً همین نقطه را فهمیدند؛ نه با برخوردهای خشن، بلکه با حضور آرام، قابلدیدن و همیشگی نیروهای ناظر. مثلاً در ژاپن، پلیسهای محلی که در کوبانها هستند، دقیقاً همین نقش را دارند: دیده میشوند، در دسترساند، و همان حضورشان نظم میآورد. در برخی شهرهای ترکیه هم با ترکیب نور خوب، برنامههای عصرگاهی برای نوجوانها و نظارت منظم، فضای عمومی جان تازهای گرفت. خود ما هم در ایران نمونههای خوب داریم. در تبریز، محلههای شلوغی که روزگاری پر از مزاحمت بود، فقط با ترکیب نور مناسب، گشت ثابت عصرگاهی و تعامل با مردم، خیلی زود چهرهشان عوض شد.
اگر بخواهیم صادق باشیم، اردبیل هم اگر میخواهد چهره مهماننواز و آرامشبخش خود را حفظ کند، باید از همین حالا جدی وارد عمل شود.
این شهر سرمایهاش را از احترام، آرامش، مهماندوستی و گردشگری گرفته؛ نباید اجازه بدهیم چند رفتار ناپخته یا آزارگرانه، این تصویر را مخدوش کند.
رفتار شهروندی باید با برنامهریزی واقعی، آموزش مستمر و حضور روشن نیروهای نظارتی مدیریت شود، وگرنه هزینه بیتوجهی به این موضوع، خیلی بیشتر از چیزی است که امروز دیده میشود.
اردبیل شهر آرامش است؛ باید کاری کنیم خیابانهایش هم همین را با صدای بلند بگویند.

















خیابان های اردبیل مخصوصا فلسطین و آزادی عصرها شده الواتی جوانان بی قید و بند و پلیس غایب و مغازه داران خسته از امر به معروف و شاید ترس ابرو . این یعنی اردبیل خیلی نمی کشد می شود شهر ارواح در عصرها . به داد شهر و خانواده ها برسید نرسید خودمان وارد می شویم