جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰
تاریخ انتشار: یکشنبه 31 اکتبر 2021 | 20:10 ب.ظ

نبود تفکر برنامه ریزی مبتنی بر آمایش سرزمین، چالش جدی بخش منابع آبی کشور

مناف خانزاده- کارشناس ارشد برنامه ریزی آمایش سرزمین
نبود تفکر برنامه ریزی مبتنی بر آمایش سرزمین، چالش جدی بخش منابع آبی کشور آمایش یکی از بهترین شیوه های برنامه ریزی درساختار های نیازمند به برنامه ریزی فراگیر، جامع وسیستمی است.

مدیریت منابع آبی نیز بخش مهمی از برنامه های آمایش سرزمین بوده که عدم توجه به این نقشه راه سبب شده تا نتوان برنامه ریزی های اصولی و پایدار را نه تنها در این بخش بلکه در سایر امور تدوین کرد، و به یکی از چالش های مهم فراروی برنامه ریزی در همه سطوح کشور برای دستیابی به آینده پایدار است.

در سال ۱۳۹۱ راهبردهای بلند مدت توسعه بخش آب از منظرآمایش سرزمین در شورای آمایش سرزمین به تصویب رسیده است، اما بدلیل مشخص نبودن نقش وجایگاه آمایش سرزمین در سلسله مراتب نظام برنامه ریزی کشور و نگاه بخشی به برنامه ریزی و تعدد مراکز تصمیم گیر، راهبردهای آمایش بخش آب نتوانسته تاثیر خود را در راستای کاهش شتاب حرکت به سمت بحران آب بگذارند.

بطوریکه عدم توجه به آمایش سرزمین باعث شده از منابع آبی محدود خود به درستی استفاده نکنیم و به راحتی آن را از دست بدهیم استفاده و مدیریت نادرست از سرزمین و منابع آبی، کشور را با پیامدهای متعدد منجمله فرونشست زمین، بحران زیست محیطی، بحران ریزگرد، تخلیه روستاها، مهاجرت و تشدید حاشیه نشینی شهرها و … مواجه نموده است.

سفره های آب زیرزمین جزء استراتژیک ترین منابع آبی هر کشور و کره زمین می باشد و هر کدام از این سفره های آب زیرزمین، سال ها زمان می برد که ایجاد شود.

یکی از دلایل بحران کم آبی در کشور، تاثیر قوانین و مقررات بر وضع موجود آب می باشد: حدود هفتاد درصد چاههای مجاز در فاصله زمانی ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲ حفر شده اند.

چرا که پیرو مصوبه هیات وزیران کارگروه توسعه کشاورزی به ریاست فرمانداران وظیفه تخصیص آب را برعهده گرفتند و به اکثر تقاضاها جواب مثبت می دادند، لذا سوء مدیریت درایجاد چاه های عمیق و نیمه عمیق وبرداشت بی رویه آب درکشور باعث گردید اکثر سفره های آب زیرزمین خالی ونابود شود.

نتیجه این توسعه اشتباه، فرونشست زمین در اکثر استان های کشور می باشد.

عامل دیگر در ایجاد بحران آب در کشور، استقرار صنایع آب بر در مناطق خشک و دشت های ممنوعه کشور می باشد.

عمده کارخانجات فولاد و پتروشیمی های کشور( به عنوان صنایع بشدت آب بر ) در دشت های«‌ممنوعه » و « ممنوعه بحرانی» و درمناطق خشک کشور احداث شده اند، تعداد ناچیز این کارخانجات در سواحل جنوبی کشور می باشد.

استقرار عمده آنها در مناطق کویری و خشک کشور نیز قابل تامل است، در صورتی که اگر درکشور از( سند آمایش سرزمین) تبعیت می کردند هرگز اجازه احداث چنین صنایع آب بری را در استان های خشک نمی دادند.

یکی از دلایل دیگر بحران آبی کشور کشاورزی و آبیاری به شیوه سنتی و بهره وری اقتصادی پایین از منابع آبی می باشد.

بیش از هشتاد درصد آب کشور در مصارف کشاورزی مصرف می گرددوسهم کشاورزی از اقتصاد ایران کمتر از ۱۰درصد می باشد، زیرا وقتی که کشاورز، در هر منطقه ای و در هر اقلیم ناهمترازی که دلش می خواهد، هر محصولی آب بر را زیر کشت می برد و از طرفی راندمان بسیار پایینی دارد، یعنی این کشاورزی با اصلاح الگوی کشت بیگانه است.

بنابراین میزان بارندگی ها و تغییر اقلیم در کشور می گوید جهت جلوگیری از هدر رفتن آب و افزایش راندمان، باید شیوه کشاورزی و آبیاری به شیوه سنتی متوقف گردد.

در این وضعیت چاره ای جز استفاده از روش های نوین کشاورزی و مدیریت بهینه استفاده از آب های زیرزمینی باقی نمانده است، علاوه بر این نوع کشت متناسب با اقلیم و کم آبی و ظرفیت و توان محیط برنامه ریزی واجرا شود.

بنابراین مدیران، کلیه برنامه های اقتصادی و عمرانی و توسعه کشور را بادید آمایشی و متناسب با کمبود آب و توانمندی هاوظرفیت های محیط اجرانمایند.

دولت از صدور مجوز جهت احداث صنایع آب بر در داخل سرزمین خود داری نماید و درصورت امکان صنایع آب بر در کنار سواحل احداث شود.

مسئولانی که در طول دهه های گذشته مسئولیت اصلی مدیریت سرزمین را داشته اند بدلیل عدم توجه به راهبردها و سیاست های آمایش سرزمین در بوجود آمدن وضعیت بحران آبی فعلی کشور بسیار تاثیر گذار بوده اند، لذا تغییر رویکرد در مدیریت آب کشور نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر جهت جلوگیری از پیامدهای بحران آب درکشور می شود‌.

کد خبر : 19625

کانال تلگرام دایاق
صفرتا ارائه محصولات مجازی
صفرتا ارائه محصولات مجازی
صفرتا ارائه محصولات مجازی
صفرتا ارائه محصولات مجازی
صفرتا ارائه محصولات مجازی
صفرتا ارائه محصولات مجازی
یو پی اس باتری یو پی اس تعمیر یوپی اس قیمت باطری یو پی اس